پن'دار

پن'دار هستم...

۲۳ مطلب با موضوع «شهدا» ثبت شده است

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۲۸ ب.ظ
هدف... همانچیز که از آن میترساندنمان...

هدف... همانچیز که از آن میترساندنمان...

فکر میکنم...

بزرگترین مشکل مردم ایران

یا بهتر بگویم

جهان...

این است که هدف ندارند...

و همینطور انگیزه!


ببینید...

انسان بی هدف

بی تشابه به مرده نیست!

فقط مرده ، نمیخورد و همیشه خواب است!


هدف است که میگوید چه باید کرد!

اختیارِ انسان را اجبارا مختار میکند!


برای انقلاب

برای انتخابات

دیدیم که هدف چه میکند!؟


فیلم هایش را دیده‌ایم...

اول خودمان هدف داشته باشیم...


هدف... 

آرمان...

همان که یک عمر از آن میترسانندمان...

شعار!

البته با پشتوانه عقل...

از نوع معادش!

نه معاش...



عقل معاش میگوید

که شب موقع خفتن است و...

اما عقل معاد...!

بگذریم...

برویم بازی‌مان را کنیم!

لهوی...

لعبی...


یاهدف!



پ‌.ن: اربعین هم دوباره همین را نشان داد...

ع.ن: عکس از من نی!

۲۰ آبان ۹۶ ، ۲۱:۲۸ ۰ نظر
سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۵۶ ب.ظ
ماهی کوچک جنگ،گنج،جو!

ماهی کوچک جنگ،گنج،جو!

میبینی!

دلم تنگ شده

و ماهی کوچکی در آن

خود را به شیشه میکوبد!

دریغ از اینکه بداند

بیرون از آنجا

به روی زمین میریزد!

ماهی کوچک قرمزم...


زمانی بالاخره

دلم میشکند...

و ماهی کوچولو

جاری میشود..

قرمز رنگ..

آن زمان دیر نیست!

دیر... آن زمان نیست!


دعا کنید...

جدال را گربه همسایه نبرد...

ماهی بپرد!


#ماهی_ها_پرواز_میکنند

#آنگاه_جاری_میگردند...

۲۱ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۶ ۰ نظر
پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۲۳ ب.ظ
میان‌ِمار ها مولک شدند!

میان‌ِمار ها مولک شدند!

میمیرند!

همانگونه که دلشان...

میسوزند!

همانگونه که درشان...

همانگونه که جگرشان...


اینجا

در غرب وحشی...

که از قضا ، شرق دور شناخته میشود...


هزار و چهارصد سال پیش را

دوره میکنند...

آنانی که

از پسرکی نشسته در حال فکر

مرام ایستادگی آموختند!


و آن‌طرف تر...

در شرق دور

که از قدر ، غرب متمدن نامیده شده است...

هروله میکنند

با مایو

برای خودکشی حوت هایی که

جانشینان سلیمان بر زمین را

با مُعِد های جنیان

اشتباه گرفتند!



اینجا

جنگل های آفریقا

۲۰۱۷

که از قضا و قدر

برعکس میچرخد!

ادامه مطلب...
۱۶ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۲۳ ۰ نظر
شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ق.ظ
وقتی... کوه گم شد!؟

وقتی... کوه گم شد!؟

کوه ها گاهی گم میشوند...

یا در خودشان

یا در دیگران...

یا...


اگر در خودشان

که متلاشی میشوند

و میشوند ریگ هایی که تحت تسلط هر کس و بیشتر ناکسی قرار میگیرند...


اگر در دیگران...

آن زمان است که شخصی...

که در قرن ، در سنه در عصر...

فرقی نمیکند

گاهی در شب...

شخصی به دنبالشان میگردد


کوه ها گاهی گم میشوند...

گم ، شدنیست

یعنی وظیفه ی کنونی اش تمام شده

و باید صبر کند...

تا به موقع

وظیفه ی بعدیش را که بهش حواله کردند انجام دهد...


کوه ها گاهی گم میشوند...

دماوند...

اورست...

دنا...

سبلان!

فرقی نمیکند...

گاهی هم متوسلیان...


بالاخره

گم ، شدنیست...

ون ده مونت واز لاست

وقتی کوه گم شد

عندما فقد الجل


به هر زبانی که بگوییم

کوهی بود

که هنوز هم هست

فقط نمیبینیمش!


که البته وقتی چیزی گم میشود

گم نمیشود!

بلکه ما گمش میکنیم...

شاید اگر کسی با دقت بگردد

اورا میابد!

چه در ۴۷۸ صفحه

چه در یک کلمه...


کوه پیدا کردنیست...


کوه های زیادی گم شدند!

یعنی گمشان کردیم!


بیابیمشان

تا پازل همان که میخواهیم...

شکل گیرد!


الهم العجل لالپازل فرج!



#وقتی_کوه_گم_شد

#بهزاد_بهزادپور



پ.ن: کتاب... بهترین راه پیدا کردن کوه ها!

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۶ ۰ نظر

آمدند ، نبود ، ماندند!

یکی از آن کسانی که اصلا دوست ندارم جایش باشم...

آزادگان عزیز میهنند...

نه به خاطر شکنجه ها که شدند...

به خاطر آن حس سنگین بی پدری...

که وقتی بار جنگ از دوششان برداشته شد

 به قلبشان تحمیل شد!


وقتی آمدند... امام نبود... ولی رفتنی هم در کار نبود!




فرض کن پدرت برود

بچه محل هایتان هم بروند...

همه چیز برود

ولی تو بمانی!



نمیدانم سالروز ورودتان را با خودخواهی مبارک بدانم 

یا با دلسوزی ، تسلیت!

سالروز بسته شدن در های رحمت واسعه...تبریک؟ تسلیت؟



پ.ن: با عرض معذرت به خاطر تاخیر چند روزه!

۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۵ ۱ نظر
پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۶ ب.ظ
طوفان مرگ ندارد... مرگ دارد!

طوفان مرگ ندارد... مرگ دارد!

یا از اینطرف یا از آنطرف...

بالاخره یک نفر میان #طوفان

یک نفر در #خانه...

شاید عکسی نباشد که باید در اینجا قرار گیرد

ولی حالا که گرفته... طوفان

هر چه باشد

از در خانه نشستن بهتر است!

طوفان جنگیست 

که شاید مردن داشته باشد

ولی #زندمانی ندارد!

و چیست زندمانی؟


نه زنده‌مانی...که زندمانی...

بر وزن زندگانی

و هم وزنش

در تیم مقابل!


زندمانی کردن

#مرگ را به چشم #عدم دیدن است!

اگر جایی کاری نداشتیم...

برویم جایی که کار داریم!

منتظر سرویس ننشینیم!


پ.ن: #موتوا_قبل_ان_تموتوا 

پ.ن: میریم قبل از آنکه میریم!


طوفان مرگ ندارد! مرگ دارد!

#قطع_علقه



ادامه مطلب...
۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۶ ۳ نظر
چهارشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۱ ب.ظ
بهشتی پر! دیالمه پر! حزب جمهوری...

بهشتی پر! دیالمه پر! حزب جمهوری...

گفته بودم!

پریدن عقاب از لانه زیباست!

و گفته بود!

باید بپرد هر که در این پهنه "عقاب" است!


به تاریخ هفتم تیر ماه سنه یک هزار و اندی!

اصلا سنه و ماه و اینهاش مهم نیست!

حتی روزش هم…

شاید البته!

هفت…

هفتمین روز…

هفتاد و چند نفر…

کربلای هفت!


و دنیا پر نیست از عقاب پریدن ها!

عقاب زمانی که میپرد

اوج میگیرد

و مگر برای برداشتن کسی

برنمیگردد!

و او شاید…

امروز

فردا…

بازگردد!

بیاید سر سفره‌تان

بیاید سر سفره‌مان…

کنار نیمکتمان…

روی حصیرتان…

پای گعده‌مان..

توی جمعتان…


بیاید دست بگذارد لب شانه ات

و بر گزیندت!

آخر او خوب میدانست که چه‌کسی به درد کجا میخورد!

و دنیا پر نیست از عقاب ها!


و دنیا…

محل امتحان عقاب است!

و محل زندمانی گنجشک!


و دنیا…

به هفت که میرسد "ته" میکشد!

مثل هفت مین آسمان

مثل هفت عالم…

مثل هفتم تیر ماه سنه یک هزار و اندی…

سالش مهم نبود راستی!

ماهش هم!

روزش هم حتی!

شاید!

و دنیا پر نیست از هشت ها!

و دنیا پر نیست از عقاب ها!





پ.ن: سنگین است امروز

       آنقدر که سینه را فشار دهد

       و کم کم صدای شکستن دنده هایت را بشنوی!

۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۱ ۲ نظر