پن'دار

پن'دار هستم...

۲۶ مطلب با موضوع «مصادیق نفوذ» ثبت شده است

لاتَ؟! آری!...

لاتَ؟! آری!...

لاتَ؟! آری!...


ضربه داشت

دل خنک کن بود

اما بعضی جاها را کمی نرم رد نکرده بود

فلذا گلگیرش مالیده بود!

کاری به فقه هنر و رسانه اش ندارم چون بارم نیست!


قدیمی نشد؟!

برخورد دو رویکرد بسیجی صریحِ (به زعمی) انقلابیِ کنج پستو و بسیجی ماله کش وسط میدان چرتکه انداز؟!


چرا نمیخواهیم بفهمیم که شجاعت بدون مصلحت اندیشی حماقت است؟!

سیاست زدگی ندارد ها

اما علی علیه السلام هم مصلحت می‌اندیشید...

اصلا مگر سلیقه حاکم است؟! که مصلحت را درست و غلط میپنداریم؟!

حرف حرف الله تبارک و تعالی‌ست! فحش ندهید که فحش میدهند!

آقاجان به درک! بگذار فحش بدهند!


اصلا اگر به دنبال صراحتید! که بفرما قسمت دوم این فیلم یا آن آژانس شیشه ای را بسازید! ببینیم بعدش چه شد!


ماموریت به وظیفه در پرتو نگاه به نتیجه معنا میگیرد!

اصلا اگر ندانی نتیجه و راه رسیدن بدان چیست اصلا میفهمی وظیفه چیست؟!

باید دید هدفمان چیست؟!

یک فرع دینیست؟! آری! این هم هست!

اما هدف اصلی مهم تر است از حفظ جان امام معصوم!

حرف بسیار است...

لکن فیلم جالبی بود...

اما زمان نمیماند که یک آژانس شیشه ایِ برون مرزی بسازیم!


کمی عمق دهیم

مقتدا ۷۴ دستور داد...

ما هنوز روی غیرت میچرخیم!

غیرتیمان هم کشتن انسان است آن بدون محاکمه و...

من متساهل

اما ببینید خدا و پیغمبر چه میگویند...

یاحق



پ.ن: فیلم جالب و پر فراز و نشیبی بود

البته داستان تکراری بود

مانند فیلم های جدید بالیوود!

داستان قدیمی با روکش جدید!


پ.ن: مسائل فقهیش دست فقه هنر و رسانه را میبوسد 

آخوند هایمان نخسته باشند!


پ.ن: به شخصه آژانس شیشه ای را دوست دارم اما کامل نیست!


پ.ن: خو تازه دیدمش حرفام تلنبار شد!

۵ نظر

علقه ، وجود ، فلسفه بافی

درک معنای صحیح علاقه…


بدون درک معنای خدا

عملا امکان پذیر نیست…


زیرا علاقه به موجودات میچسبد

به صاحبان وجود!

به عدم علاقه‌مند نمیشویم…

و اگر به چیزی وابسته گردیم

در اصل به عدم غیرش وابسته شدیم

جهل مرکب…


آن زمان واقعا وابسته ایم که به چیزی علاقه پیداکنیم که غیرش عدم باشد نه عدمش غیر!

و آن چیست؟

کل وجود…

هو…



پ.ن: نمیتوان علاقه نداشت ولی میتوان به عدم علاقه نداشت! عدم هرچیز...

۰ نظر
وقتی... کوه گم شد!؟

وقتی... کوه گم شد!؟

کوه ها گاهی گم میشوند...

یا در خودشان

یا در دیگران...

یا...


اگر در خودشان

که متلاشی میشوند

و میشوند ریگ هایی که تحت تسلط هر کس و بیشتر ناکسی قرار میگیرند...


اگر در دیگران...

آن زمان است که شخصی...

که در قرن ، در سنه در عصر...

فرقی نمیکند

گاهی در شب...

شخصی به دنبالشان میگردد


کوه ها گاهی گم میشوند...

گم ، شدنیست

یعنی وظیفه ی کنونی اش تمام شده

و باید صبر کند...

تا به موقع

وظیفه ی بعدیش را که بهش حواله کردند انجام دهد...


کوه ها گاهی گم میشوند...

دماوند...

اورست...

دنا...

سبلان!

فرقی نمیکند...

گاهی هم متوسلیان...


بالاخره

گم ، شدنیست...

ون ده مونت واز لاست

وقتی کوه گم شد

عندما فقد الجل


به هر زبانی که بگوییم

کوهی بود

که هنوز هم هست

فقط نمیبینیمش!


که البته وقتی چیزی گم میشود

گم نمیشود!

بلکه ما گمش میکنیم...

شاید اگر کسی با دقت بگردد

اورا میابد!

چه در ۴۷۸ صفحه

چه در یک کلمه...


کوه پیدا کردنیست...


کوه های زیادی گم شدند!

یعنی گمشان کردیم!


بیابیمشان

تا پازل همان که میخواهیم...

شکل گیرد!


الهم العجل لالپازل فرج!



#وقتی_کوه_گم_شد

#بهزاد_بهزادپور



پ.ن: کتاب... بهترین راه پیدا کردن کوه ها!

۰ نظر
دیکتاتوری پول ، برنده ی انتخابات آزاد!

دیکتاتوری پول ، برنده ی انتخابات آزاد!

مستاجر پول میخواهد...

چرا؟ صاحب خانه خرید میکند

خب؟ فروشنده پول میخواهد!

چرا؟ بچه اش بیمار است

خب؟ دکتر پول میخواهد!

چرا؟ میخواهد خانه بخرد

خب؟ خرید خانه پول میخواهد!

چرا؟ ساخت خانه کار معمار است

خب؟ معمار پول میخواهد!

چرا؟ کارگر ، دستانِ معمار است

خب؟ کارگر پول میخواهد!

چرا؟ خانه اش اجاره ای است

خب؟ مستاجر پول میخواهد!

چرا؟ صاحب خانه…


جالب است!

هیچ کداممان این مکالمات را هیچ زمان ادامه نمیدهیم!

چند پله ای میگذرانیم و بعد جمله ای تکراری…

”فلان کار خرج دارد!”

و خوشنود از اینکه جواب را یافتیم…

بیخیال این دور بزرگی میشویم که تمام زندگی ما را دور زده!

دوری به بزرگی هفت میلیارد نفر زنده

و هفتاد تیریلیارد نفر مرده…


آن‌قدر محکم دور خورده ایم که حتی متوجه ”باگ” های این بازی نمیشویم!

آنجایی که در این دنیای منظم…

کسی از گرسنگی میمیرد!

اشکال از رایانه یا تبلت یا چه‌میدانم آیفون و اینها نیست!

مشکل از بازی است که خواستیم در آن ما را بازی بدهند!


دنیا منظم است

و این از نظم آن‌جایی مشخص‌ست که اگر جایی را اشتباه بپیچیم…

مردی را فلج میکنیم!

و آن مرد ، یک عمر فلج می‌ماند!


و مرد به راننده گفت:

+میدانی این بازی چطور تمام میشود؟

-مگر میتوان یک مهره ، بازی را تمام کند؟

مسافر به جای کرایه ی یک کورس ، یک تراول صد هزار تومانی به راننده داد و گفت:

+کیش و مات!



پ.ن: در مملکت آرمانی شیعه ، آنجا که امام می‌امامد!

     دوست ، دست در جیب دوست میکند… و هیچ کس نمی‌رنجد!

۰ نظر
آن بدها ، خوب میچینند!

آن بدها ، خوب میچینند!

تیغ لجاجت

رنگ خیانت میگیرد...


وقتی مجاهد

منافق میگردد!


تقصیر اوزان عربی نیست!

این ها به هم شبیه هستند...

هم‌رنگ‌اند

هم‌بویند...

هردو بوی خون میدهند

منتها یکی در پی ریختن است

یکی در پی نریختن



آن که نمیریخت اگر ریخت ، بد میریزد!

بدی به اندازه ی ۱۷۰۰۰ خوبی چیدن!

بهشتی...

باهنر...

پنج ساله...

پنجاه ساله...



آن بد ها ، خوب چیدند!


#no2mek

#iranHatesMek

۱ نظر
داد نامه!

داد نامه!

فکر میکنم که صراحت در بیان

ممیز منافق است از خودی

چنان که علی...

چنان که حسین...



و برخی مواقع نیاز!



آنها مخالف انتقادند...

چون روشنگریست...

چراغی در شب است

که میشناساند آنچه را که به خوردمان می‌دهند!

خرمای کرم خورده...

فرجام برجام...

بیست سی مار در آستین...

و...



میثم...

تمار گونه برملاشان کرد!

بر صورتش زدند و اگر میتوانستند بر صلیبش میکشاندند...

ابراهیم...

خلیل وار خردشان کرد!

بر آتش کینه انداختندش و اگر میتوانستند میسوزاندندش...


و اینچنین با عمار ها ، مقداد ها ، ابوذر ها ، سلمان ها...


فریاد میزنم...

و فریادم نسیمیست بر شعله ای اندک

که حسین(علیه السلام) در دلمان روشن کرد...

که کسی که از قیام درس قعود میگیرد

از نرمش درس سازش میگیرد...!


و داد را وارد و بی‌داد را صادر میکند!

مسلما از داد معنای عدل نمیگیرد! که فریاد میگیرد...



اگر با انقلاب باشد که پشتش هستیم

وگر با ضدش که ضدش میشویم...

و هرکه با حق در افتاد... "ور" افتاد!



والسلام...




عکس نوشت: سیاست ما عین دیانت ماست عین نماز ما... عین جمهوری اسلامی!

۲ نظر

فروختن!

-ولشون کن بابا نمیخواد بری روز قدس

+چرا؟

- چون اینا با ما خوب نیستن!

+کی گفته؟

-دشمنمون!





پ.ن: دوست را حرف دشمن نفروشیم!

۰ نظر