پن'دار

پن'دار هستم...

۲۴ مطلب با موضوع «مصادیق نفوذ» ثبت شده است

شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ ق.ظ
وقتی... کوه گم شد!؟

وقتی... کوه گم شد!؟

کوه ها گاهی گم میشوند...

یا در خودشان

یا در دیگران...

یا...


اگر در خودشان

که متلاشی میشوند

و میشوند ریگ هایی که تحت تسلط هر کس و بیشتر ناکسی قرار میگیرند...


اگر در دیگران...

آن زمان است که شخصی...

که در قرن ، در سنه در عصر...

فرقی نمیکند

گاهی در شب...

شخصی به دنبالشان میگردد


کوه ها گاهی گم میشوند...

گم ، شدنیست

یعنی وظیفه ی کنونی اش تمام شده

و باید صبر کند...

تا به موقع

وظیفه ی بعدیش را که بهش حواله کردند انجام دهد...


کوه ها گاهی گم میشوند...

دماوند...

اورست...

دنا...

سبلان!

فرقی نمیکند...

گاهی هم متوسلیان...


بالاخره

گم ، شدنیست...

ون ده مونت واز لاست

وقتی کوه گم شد

عندما فقد الجل


به هر زبانی که بگوییم

کوهی بود

که هنوز هم هست

فقط نمیبینیمش!


که البته وقتی چیزی گم میشود

گم نمیشود!

بلکه ما گمش میکنیم...

شاید اگر کسی با دقت بگردد

اورا میابد!

چه در ۴۷۸ صفحه

چه در یک کلمه...


کوه پیدا کردنیست...


کوه های زیادی گم شدند!

یعنی گمشان کردیم!


بیابیمشان

تا پازل همان که میخواهیم...

شکل گیرد!


الهم العجل لالپازل فرج!



#وقتی_کوه_گم_شد

#بهزاد_بهزادپور



پ.ن: کتاب... بهترین راه پیدا کردن کوه ها!

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۶ ۰ نظر
چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۵۰ ق.ظ
دیکتاتوری پول ، برنده ی انتخابات آزاد!

دیکتاتوری پول ، برنده ی انتخابات آزاد!

مستاجر پول میخواهد...

چرا؟ صاحب خانه خرید میکند

خب؟ فروشنده پول میخواهد!

چرا؟ بچه اش بیمار است

خب؟ دکتر پول میخواهد!

چرا؟ میخواهد خانه بخرد

خب؟ خرید خانه پول میخواهد!

چرا؟ ساخت خانه کار معمار است

خب؟ معمار پول میخواهد!

چرا؟ کارگر ، دستانِ معمار است

خب؟ کارگر پول میخواهد!

چرا؟ خانه اش اجاره ای است

خب؟ مستاجر پول میخواهد!

چرا؟ صاحب خانه…


جالب است!

هیچ کداممان این مکالمات را هیچ زمان ادامه نمیدهیم!

چند پله ای میگذرانیم و بعد جمله ای تکراری…

”فلان کار خرج دارد!”

و خوشنود از اینکه جواب را یافتیم…

بیخیال این دور بزرگی میشویم که تمام زندگی ما را دور زده!

دوری به بزرگی هفت میلیارد نفر زنده

و هفتاد تیریلیارد نفر مرده…


آن‌قدر محکم دور خورده ایم که حتی متوجه ”باگ” های این بازی نمیشویم!

آنجایی که در این دنیای منظم…

کسی از گرسنگی میمیرد!

اشکال از رایانه یا تبلت یا چه‌میدانم آیفون و اینها نیست!

مشکل از بازی است که خواستیم در آن ما را بازی بدهند!


دنیا منظم است

و این از نظم آن‌جایی مشخص‌ست که اگر جایی را اشتباه بپیچیم…

مردی را فلج میکنیم!

و آن مرد ، یک عمر فلج می‌ماند!


و مرد به راننده گفت:

+میدانی این بازی چطور تمام میشود؟

-مگر میتوان یک مهره ، بازی را تمام کند؟

مسافر به جای کرایه ی یک کورس ، یک تراول صد هزار تومانی به راننده داد و گفت:

+کیش و مات!



پ.ن: در مملکت آرمانی شیعه ، آنجا که امام می‌امامد!

     دوست ، دست در جیب دوست میکند… و هیچ کس نمی‌رنجد!

ادامه مطلب...
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۵۰ ۰ نظر
يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۶ ق.ظ
آن بدها ، خوب میچینند!

آن بدها ، خوب میچینند!

تیغ لجاجت

رنگ خیانت میگیرد...


وقتی مجاهد

منافق میگردد!


تقصیر اوزان عربی نیست!

این ها به هم شبیه هستند...

هم‌رنگ‌اند

هم‌بویند...

هردو بوی خون میدهند

منتها یکی در پی ریختن است

یکی در پی نریختن



آن که نمیریخت اگر ریخت ، بد میریزد!

بدی به اندازه ی ۱۷۰۰۰ خوبی چیدن!

بهشتی...

باهنر...

پنج ساله...

پنجاه ساله...



آن بد ها ، خوب چیدند!


#no2mek

#iranHatesMek

۱۱ تیر ۹۶ ، ۰۱:۱۶ ۱ نظر
سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۹ ب.ظ
داد نامه!

داد نامه!

فکر میکنم که صراحت در بیان

ممیز منافق است از خودی

چنان که علی...

چنان که حسین...



و برخی مواقع نیاز!



آنها مخالف انتقادند...

چون روشنگریست...

چراقی در شب است

که میشناساند آنچه را که به خوردمان می‌دهند!

خرمای کرم خورده...

فرجام برجام...

بیست سی مار در آستین...

و...



میثم...

تمار گونه برملاشان کرد!

بر صورتش زدند و اگر میتوانستند بر صلیبش میکشاندند...

ابراهیم...

خلیل وار خردشان کرد!

بر آتش کینه انداختندش و اگر میتوانستند میسوزاندندش...


و اینچنین با عمار ها ، مقداد ها ، ابوذر ها ، سلمان ها...


فریاد میزنم...

و فریادم نسیمیست بر شعله ای اندک

که حسین(علیه السلام) در دلمان روشن کرد...

که کسی که از قیام درس قعود میگیرد

از نرمش درس سازش میگیرد...!


و داد را وارد و بی‌داد را صادر میکند!

مسلما از داد معنای عدل نمیگیرد! که فریاد میگیرد...



اگر با انقلاب باشد که پشتش هستیم

وگر با ضدش که ضدش میشویم...

و هرکه با حق در افتاد... "ور" افتاد!



والسلام...




عکس نوشت: سیاست ما عین دیانت ماست عین نماز ما... عین جمهوری اسلامی!

۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۹:۲۹ ۲ نظر

فروختن!

-ولشون کن بابا نمیخواد بری روز قدس

+چرا؟

- چون اینا با ما خوب نیستن!

+کی گفته؟

-دشمنمون!





پ.ن: دوست را حرف دشمن نفروشیم!

۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۲:۳۸ ۰ نظر
پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۰ ق.ظ
رابطه بین والیبال و ظهور!

رابطه بین والیبال و ظهور!

ذهنم بی‌مار گشته!

هر چیز را #جوری مینگرد!

نه آن جوری! که یک جوری!

مثلا وسط #والیبال در مورد #جامعه_شناسی_شرق!

یا وسط فوتبال درمورد #تکلیف و #نتیجه!

و از این قبیل #پرش ها…


دوست دارم بنویسمشان!

کمی شبیه به آدمیزاد شاید نباشد!

ولی هست دیگر…

بچه هایم هستند!


داشتم والیبال بازی میکردم

در تیممان یکی از رفقا بسیار #بازی_بلد تشریف داشتند…

ادامه مطلب...
۰۱ تیر ۹۶ ، ۰۲:۴۰ ۰ نظر
چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۸ ب.ظ
باید بدود... باید!

باید بدود... باید!

بله...

نامش را...؟ نمیدانم!

لقبش را چرا! میدانم

خیلی چیز ها به او میگویند

#ساندیس_خور #امنیتی #گونی #متحجر #امل #وغیره!


اما

امروز باید میدوید

تا آنان که به او ناسزا میگویند راحت بخوابند...


شغلش معلوم است

شغلش خوردن است...

فقط میخورد!

زمان جنگ #گلوله!

زمان فتنه #خون_دل!

و زمان امنیت #فحش و #ناسزا!



اما باید بدود..

بدو!



راستی!

چه خبر از مذاکره؟


کانال t.me/diialog را دنبال کنید! خوب است کمک میکند به فکر کردن

مال برادر خوبم http://appelzamini.blog.ir  است...


ادامه مطلب...
۱۷ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۳۸ ۴ نظر