پن'دار

پن'دار هستم...

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب آرمان ها» ثبت شده است

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۲۸ ب.ظ
هدف... همانچیز که از آن میترساندنمان...

هدف... همانچیز که از آن میترساندنمان...

فکر میکنم...

بزرگترین مشکل مردم ایران

یا بهتر بگویم

جهان...

این است که هدف ندارند...

و همینطور انگیزه!


ببینید...

انسان بی هدف

بی تشابه به مرده نیست!

فقط مرده ، نمیخورد و همیشه خواب است!


هدف است که میگوید چه باید کرد!

اختیارِ انسان را اجبارا مختار میکند!


برای انقلاب

برای انتخابات

دیدیم که هدف چه میکند!؟


فیلم هایش را دیده‌ایم...

اول خودمان هدف داشته باشیم...


هدف... 

آرمان...

همان که یک عمر از آن میترسانندمان...

شعار!

البته با پشتوانه عقل...

از نوع معادش!

نه معاش...



عقل معاش میگوید

که شب موقع خفتن است و...

اما عقل معاد...!

بگذریم...

برویم بازی‌مان را کنیم!

لهوی...

لعبی...


یاهدف!



پ‌.ن: اربعین هم دوباره همین را نشان داد...

ع.ن: عکس از من نی!

۲۰ آبان ۹۶ ، ۲۱:۲۸ ۰ نظر
سه شنبه, ۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۹ ب.ظ
داد نامه!

داد نامه!

فکر میکنم که صراحت در بیان

ممیز منافق است از خودی

چنان که علی...

چنان که حسین...



و برخی مواقع نیاز!



آنها مخالف انتقادند...

چون روشنگریست...

چراقی در شب است

که میشناساند آنچه را که به خوردمان می‌دهند!

خرمای کرم خورده...

فرجام برجام...

بیست سی مار در آستین...

و...



میثم...

تمار گونه برملاشان کرد!

بر صورتش زدند و اگر میتوانستند بر صلیبش میکشاندند...

ابراهیم...

خلیل وار خردشان کرد!

بر آتش کینه انداختندش و اگر میتوانستند میسوزاندندش...


و اینچنین با عمار ها ، مقداد ها ، ابوذر ها ، سلمان ها...


فریاد میزنم...

و فریادم نسیمیست بر شعله ای اندک

که حسین(علیه السلام) در دلمان روشن کرد...

که کسی که از قیام درس قعود میگیرد

از نرمش درس سازش میگیرد...!


و داد را وارد و بی‌داد را صادر میکند!

مسلما از داد معنای عدل نمیگیرد! که فریاد میگیرد...



اگر با انقلاب باشد که پشتش هستیم

وگر با ضدش که ضدش میشویم...

و هرکه با حق در افتاد... "ور" افتاد!



والسلام...




عکس نوشت: سیاست ما عین دیانت ماست عین نماز ما... عین جمهوری اسلامی!

۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۹:۲۹ ۲ نظر
پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۰ ق.ظ
رابطه بین والیبال و ظهور!

رابطه بین والیبال و ظهور!

ذهنم بی‌مار گشته!

هر چیز را #جوری مینگرد!

نه آن جوری! که یک جوری!

مثلا وسط #والیبال در مورد #جامعه_شناسی_شرق!

یا وسط فوتبال درمورد #تکلیف و #نتیجه!

و از این قبیل #پرش ها…


دوست دارم بنویسمشان!

کمی شبیه به آدمیزاد شاید نباشد!

ولی هست دیگر…

بچه هایم هستند!


داشتم والیبال بازی میکردم

در تیممان یکی از رفقا بسیار #بازی_بلد تشریف داشتند…

ادامه مطلب...
۰۱ تیر ۹۶ ، ۰۲:۴۰ ۰ نظر

امام روح الله...

پرید…

امام هم پرید

پرواز کرد…


در اوج…

روی قله

دو بال عبای خود را باز کرد

و ناگهان!

عبا روی زمین افتاد…


برخی میگویند که رفتن امام مصیبت بود…

اما مگر امام رفت؟

مگر امام ، اینجا…

لابلا ی کتاب ها…

در قفسه ی کتاب نیست؟!


پس چرا از پریدن امام ناراحتیم؟ که با دلی آرام رفت؟

دلش آرام بود و قلبش مطمئن

چون هم یادگار برایمان گذاشته بود و هم فکر..

او مرا در گهواره باور داشت

او به من جرئت پریدن داد…

و یادگارش… وارث به حق اندیشه اش…

سید علی آقا…

خورشید یاران…

و ذوالشهادتینش…

مطهری زمان

عقبه ی فکری انقلابش…

مصباح دوستانش

آقا محمد تقی…


و انقلابی که برایمان گذاشت…

انقلابی که پروسه ایست…

ادامه دارد…


متن نه!

انقلاب را میگویم…

انقلاب ادامه دارد

و تغییر لازمه ی بقاست…


یا امام!





پ.ن: صلواتی برای تعالی روح امام بفرستیم و دو خطی از اندیشه اش برای تعالی روح خود بخوانیم…

۱۳ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۳ ۰ نظر

آنتن را تنظیم باید کرد... موج دنیوی ، موضوع اخروی!

خوب...

کم کم میرویم به سمت آن‌که آنتن را بچرخانیم سمت دنیا

البت دنیایی که در سوی آخرت است...

دنیایی که مقدمه ی تمدن نوین اسلامی است...


آخر باید بدانید!

مقدمه ی تمدن اسلامی ، دولت اسلامی است!

و این دولت را رئیسی مقتدر میتواند بسازد...

پس برویم روی موج انتخابات!؟

یاعلی!



پ.ن: فکر میکنم در متن اشاره داشته ام به رئیس‌جمهور محبوبم!

پ.ن: لطفا توجه داشته باشید! دولت اسلامی میخواهیم... دولتی که در راستای امام زمان باشد نه هوای نفسانی ما!

۲۹ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۱۰ ۱ نظر

ساندیس هم ندادند!

امروز روز قدس بود...

و من فلسطینی نبودم!!

اما مسلمان بودم

رفتم تا بگویم

وعده ی امام خامنه ای در مورد رژیم غاصب قدس شریف مثل وعده ی صد روزه ی بعضی ها نیست!

راستی!

ساندیس هم ندادند!

پول هم ندادند

اتفاقا تا بخواهی هُل دادند!!!!!!!

ولی

مردم بودند

باحجاب و بدحجاب...

مذهبی و غیر مذهبی

یقه بسته و یقه باز

ریشو و سه تیغ!!

طلبه و دانشجو و خانه دار و الخ

 

آمده بودند!

ایستاده آمده بودند

آنقدر ایستادگی داشتند که حتی از روی ویلچر هم مشخص بود!

آخر میدانید که...

ما راست قامتان جاودانه تاریخیم!!!!!

 

یاعلی مددی!

 

پ.ن: راسیاتش عکس هم گرفتم ولی  حالش نیس

پن2: امروز خیلی حرف دارم احتمالا یکی دوتا پست دیگه بذارم...

۱۲ تیر ۹۵ ، ۰۲:۱۱ ۱ نظر

زندمانی یا زندگانی؟

یادم می آید...

در داستان هری پاتر

فکر کنم قسمت اولش بود

البته مهم هم نیست که قسمت چندمش بود

آیینه ای بود که آرزوهایمان را نشان میداد


به نظرم بد نبود اگر همچین آیینه هایی هرکداممان داشتیم

هر روز صبح در آن نگاه میکردیم

و هدف آرمانیمان را(نه هدف فعلیمان را) میدیدیم


یادمان می افتاد که قرارمان بر زندمانی نبوده بلکه میخواستیم زندگی کنیم...

آخر میدانید این دو با هم کمی فرق میکنند

در زندمانی جایی برای آرمان وجود ندارد 

ولی در زنگانی وجود دارد

در زندمانی جایی برای شعار وجود ندارد 

ولی در زندگانی وجود دارد

در زندمانی مرگ یعنی نقطه ی سیاهی ، عدم...

ولی در زندگانی مرگ کاملا تعریف شده یعنی پل یعنی آغاز...


برای این است که برای خیلی هامان آرمان٬ شعار ٬ مرگ جایگاهی ندارد...



و به قول شهید بهشتی

درکتاب "او یک ملت بود" :

انقلاب ما انقلاب آرمان هاست...


۲۹ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۴۱ ۰ نظر